• خاطرات تلخ اما شیرین
    • سلام آرزو هستم میدونم که منو میشناسین و نیاز به معرفی نیست خاطره ای که میخوام ... گفت با اینکه راضی به زدن این آمپول نیستم ولی شرایط تورو میدونم و بزنی بهتره به .... امپول موردنظر از دوستان گرفتم مطمئن شدم درد داره و بدتر از همه تزریقش طولانیه .
      www.najvaye-daroni.blogfa.com
  • خاطرات من و مستر آمپول
    • حالم بد بود با مامانم رفتیم دکتر دکتره 4تا آمپول بهم داد و گفت دو تاشو ... میزد بدنم یخ کرده بود آخه بیشتر هم به خاطر این بود که توی بچگیم از آمبول زدن خاطره ... پارسآل نزديكاي اذر بود كه دوست مريضم اومد خونمون و شب هم موند،منم حساس روي ...
      nisheampul.blogfa.com
  • خاطرات تلخ اما شیرین
    • حالا یکی دوست خوبم کار خوبی کردی ممنون که منو قابل دونستی ولی با تیکه آخر .... سلام من پریا هستم 25 سالمه میخوام داستان امپول زدن داداشمو براتون تعریف کنم اما ...
      najvaye-daroon.blogfa.com
  • خاطرات یک پرستار
    • خاطرات یک پرستار - برای حفظ خاطراتم می نویسم. ... شروع به اوغ زدن کرده و آنچنان دستو پا میزد که در یک تکنیک خاص کاراته و بدون ... که خانم محکمتر حرف بزنید خلاصه بعد از چند دقیقه پسر با یک کیسه سرم و آمپول نزدمان .... 84 سعید(دوست پسر مریم) که صمیمیترین دوست امین بوده با مریم قرار میذارن تا همدیگرو دم در خوابگاه ببینن.
      parastar86.blogfa.com
  • خاطرات من وامیر
    • خاطرات من وامیر - خاطرات زندگی. ... خاطرات آمپول ... دایی بیدار شد با دایی صبحونه خوردم و باهم خداحافظی کردیم دایی رفت سرکار و از اون سمت رفت اصفهان . .... حرفاشونو زدن قرار شد فردا برن آزمایش بدن . .... به دایی گفتم دوست دارم عروس خانم و ببینم دایی گفت شنبه می بینیش گفتم قبل شنبه باید ببینمش شاید پسند نکردم رضایت من ...
      nazioamir.blogfa.com
  • خاطرات کایا فـرنــود
    • خاطرات کایا فـرنــود - برگی از دفترخاطرات. ... آنقدرخنديده بودند كه در چشمشان اشک جمع شده بود وقتي آمپول كوتومتازول به من تزريق ... خیلی دلم به دوستان خوب تنگ شده .
      kaya.blogfa.com
  • اردیبهشت ۸٧ - شاهزاده کوچولوی ما "آرتین"
    • آرتین تا بابایی رو دید شروع کرد به جیغ زدن و ذوق کردن...بابایی خوشحل ... ۴ تا آمپول پر زدن بهش که جیغش رفت هوا. .... هنوزم حس نوشتنو ندارم ولی دلم نمیاد که خاطرات پسری رو فراموش کنم.. اینه که . ... بابایی: پسری هندونه دوست داری؟
      niniartin.persianblog.ir
  • خاطرات يك تكنسين بيهوشي®
    • يكي از دوستان خوب در نظرات چند سوال را مطرح كرده بود كه لازم بود اينجا جواب داده بشه. .... كساني كه تو بخش هاي تزريقات و پانسمان كار كردن اعتراف دارن كه امپول زدن به ...
      gozaresh115.blogfa.com
  • ● زنم با مرداي زيادي رابطه داشت کشتمش!
X بستن تبلیغات